الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

131

تفسير مجمع البيان (فارسى)

دوزخ بيرون آمده و داخل بهشت ميشوند يعنى استثناء از زمان جاويدان بودن آنها در بهشت است با اين بيان كه آن دسته‌اى هم كه از دوزخ بيرون آمده و ببهشت ميروند بايد جاويدان بودن آنها را نيز خداى سبحان خبر دهد تا معلوم گردد كه آنها نيز پس از دخول در بهشت جاويدانند و اينمطلب را با همين استثناء خبر داده است ، و بعبارت ديگر استثناء در مورد بهشتيان استثناى از زمان است و در مورد دوزخيان استثناى از اعيان است ، و در حقيقت معنى استثناء در مورد بهشتيان اين گونه است كه آن دسته‌اى كه ببهشت ميروند نيز جاويدان در آنند مگر آنهايى را كه خدا بخواهد كه پيش از ورود ببهشت بدوزخشان ببرد ، كه آنها نيز پس از ورود ببهشت در آن جاويدانند . سؤال ديگرى كه روى اين معنى باقى ميماند اين سؤال است كه چگونه لفظ « شقى » بر اين دسته اطلاق شده با اينكه اين هايى كه پس از مدتى از دوزخ بيرون آمده و ببهشت ميروند در حقيقت « سعيد » و نيكبخت هستند ؟ و پاسخ اين سؤال هم اين است لفظ « شقى » و « سعيد » باعتبار حالاتى است كه آنها دارند ، و آن زمانى كه آنان در دوزخ و گرفتار عذاب الهى هستند اهل شقاوت و بدبختى هستند ، و زمانى كه از دوزخ بيرون آمده و ببهشت ميروند در زمرهء سعداء و نيكبختانند و اطلاق لفظ در هر جا روى وضعى است كه آنها شايستگى آن را دارند . و اين معنايى است كه از ابن عباس و جابر بن عبد اللَّه و ابو سعيد خدرى و قتاده و سدى و ضحاك و جمعى ديگر از مفسرين نقل شده است . و ابو روق از ابن عباس روايت كرده كه گفته است : اهل شقاوت در اينجا كسانى هستند كه كافر در آنها وجود ندارد بلكه اينان مردمى هستند از اهل توحيد كه در اثر گناهانشان بدوزخ ميروند و سپس با تفضل الهى از دوزخ بيرون آمده ببهشت ميروند ، و از اينرو در حالى كه بدوزخ ميروند از اشقياء هستند و هنگامى كه ببهشت ميروند از سعداء محسوب ميگردند . و قتاده گفته : خدا خود ميداند با آنها چگونه رفتار كند همين قدر ما ميدانيم كه گروهى در اثر گناهانشان دچار آتش ميشوند و آن گاه خداى تعالى برحمت خويش آنان را ببهشت ميبرد . و همينها هستند كه شفاعت شامل حالشان